هشت کتاب " ، مجموعه شعرهای سهراب سپهری است که پیش از انقلاب اسلامی چاپ شده است .و تعدادی از شعر هایش تحریف شده است.

 و معلوم نیست چرا در شعر " سوره ی تماشا " در این کتاب  هشت سطر حذف شده است . کسی نمی داند؟؟؟؟ به همین منظورشعر " سوره ی تماشا " را به طور کامل در این جا می آورم . واظهار نظر  در این زمینه به عهده خودتان!!!

 

 

 

 

 

 

سوره تماشا

 

 

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پرواز کبوتر از ذهن

واژه ای در قفس است .

 

حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود

من به آنان گفتم :

آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد .

 

و به آنان گفتم :

سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ

در کف دست زمین گوهر نا پیدایی است

 که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

پی گوهر باشید

جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید .

به خدا ایمان آرید

به خدایی که به ما بیلچه داد

 تا بکاریم نهال آلو

صندلی داد که رویش بنشینیم و به آواز قمر گوش کنیم

به خدایی که سماور را از عدم تا لب ایوان آورد

و به پیچک فرمود :

 نرده را زیبا کن .

 

و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم

و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ

به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت .

 

و به آنان گفتم :

هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه ی شور ابدی خواهد ماند

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود

 آن که نور از سر انگشت زمان برچیند

می گشاید گره ی پنجره ها را با آه

 

زیر بیدی بودیم

برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم ، گفتم :

چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟

می شنیدم که به هم می گفتند :

سحر می داند ، سحر !

 

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند

باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد

خانه هاشان پر داوودی بود

چشمشان را بستیم

دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش

جیبشان را پر عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم .